المحقق السبزواري
104
روضة الانوار عباسى ( در اخلاق و شيوه كشور دارى ) ( فارسى )
شدهاند و همه به اين خبر دادهاند . پس ، اين جهان مكان مادّى و محلّ آرام نيست و چون بازارچهاى است كه بر سر راه باديه ساختهاند كه مسافران از آنجا زاد و توشهء راه بردارند . از رباط تن چو بگذشتى دگر معموره نيست * زاد راهى برنمىدارى از اين منزل چرا و هركه در اين جهان است مسافر است و اين سفر را منزلها و مرحلههاست : منزل اوّل : صلب پدر ؛ منزل دوم : رحم ؛ منزل سوم : فضا و عرصهء دنيا ؛ منزل چهارم : قبر و لحد ؛ منزل پنجم : موقف قيامت و حساب و كتاب ؛ منزل ششم : بهشت يا دوزخ ، و آن آخرين منزل است كه قرارگاه است و از آنجا سفر به جايى ديگر واقع نمىشود . بلى ، فاسقانى كه ايمان داشته باشند ، انتقال از دوزخ به بهشت ايشان را واقع خواهد شد و هركه در دنيا هست يا تحصيل سعادت منزل بهشت يا شقاوت منزل دوزخ مىكند . و مركب عمر در اين منزل دنيا هميشه در سير است و قرار ندارد و شب و روز قاطعان رشتهء عمرند آدمى را ؛ هر نفسى چون قدمى است ، و هر روزى چون ميدانى ، و هر ماهى چون ميلى ، و هر سالى چون فرسخى ، و در كلام حضرت امير المؤمنين - صلوات الله عليه - كه ، « ما اسرع السّاعات فى اليوم و ما اسرع اليوم فى الاسبوع و ما اسرع الاسبوع فى الشهر و ما اسرع الشّهر فى السنة و ما اسرع السنة فى العمر » « 1 » يعنى : « چه زود مىگذرد ساعت در روز ، و چه زود مىگذرد روز در هفته ، و چه زود مىگذرد هفته در ماه و چه زود مىگذرد ماه در سال ، و چه زود مىگذرد سال در عمر » . مجملا ، هر نفسى كه آدمى مىزند خشتى از خانهء عمر او ويران مىشود و قدمى به آخرت نزديك مىشود و از دنيا دور مىگردد . پس ، به حقيقت دنيا پلى بر راه گذار آخرت و رباطى است بر سرباديهء قيامت نهاده ، و عاقل آن است كه بر سر پل به عمارت مشغول نشود و دل در او نبندد و از رباط زاد باديهء آخرت بردارد و به نعيم و زينت دنيا ، كه فانى
--> ( 1 ) . شرح نهج البلاغه ، ابن ابى الحديد ، ج 13 ، خطبه 234 ، ص 99 و نهج البلاغه چاپ فيض الاسلام ، خطبه 82 كه در هر دو با متن روضة الانوار اندكى تفاوت هست .